پیام مجاهدان حزبالله به فرمانده، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس خداوندی را که عزتبخش مؤمنان و خوارکننده ستمگران است؛ همان خدایی که زندگی ما را جهاد و زمینهسازی برای ظهور قرار داد و مرگ ما را شهادت در راه خود، به دست بدترین آفریدگانش مقدر ساخت. درود و سلام بر پیامبر خدا حضرت محمد(ص) و خاندان پاک و مطهرش، و خداوند فرج آنان را نزدیک گرداند.
خدای متعال میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید، پیامبر را اطاعت کنید و اولیالامر از میان خود را نیز اطاعت نمایید.» (سوره نساء، آیه ۵۹)
اما بعد…
سرور ما، امام رهبر و ولیفقیه، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
ما، فرزندان و برادران شما در حزبالله، مقاومت اسلامی لبنان، این نامه را با قلبهایی سرشار از امید و آرزو تقدیم میکنیم و از خداوند میخواهیم که شما را در نهایت سلامت و عافیت، در پناه مستحکم خود حفظ فرماید.
در آغاز، شهادت پدر و رهبر شهیدمان را به شما تسلیت و تبریک میگوییم؛ کسی که دههها جهاد و رهبری را با علم و عمل درهم آمیخت، فقیهی عارف، اندیشمندی قرآنی و فرماندهای موفق بود و سرانجام همچون جدش امیرالمؤمنین(ع)، به دست «ابنملجمهای زمان» به شهادت رسید.
همچنین شهادتها، مجروحیتها و فداکاریهای برادران، خواهران، فرزندان و دختران این امت در جبهه مقاومت، بهویژه مردم عزیز ایران اسلامی را به شما تبریک و تسلیت عرض میکنیم و از خداوند برای شهیدان رحمت، برای مجروحان شفای عاجل و برای خانوادههای آنان صبر مسئلت داریم.
ما که همواره به مشهد مقدس مشرف شده و از چشمه ولایت امام رضا(ع) سیراب شدهایم، پرچم امام حسین(ع) را با دست جهاد و زمینهسازی برافراشتهایم و در نزدیکترین فاصله با دشمنان میجنگیم؛ همان فاصلهای که معنایش «لبیک» و «هیهات» است.
در همان حال، با دست دیگر با برادران عزیزمان، فرزندان امام رضا(ع)، شاگردان مکتب امام خمینی(ره)، پیروان راه امام خامنهای و حاملان پرچم شما از سپاه پاسداران، بسیج و همه آزادگان ایران اسلامی دست میدهیم؛ کسانی که در آنان عشق حسین(ع)، بصیرت عباس(ع)، یقین سلمان و ولایتمداری را میبینیم.
امروز شما پرچم اسلام ناب محمدی را بر دوش گرفتهاید؛ همان پرچمی که پس از امام خمینی بر دوش رهبر شهید بود و همان پرچمی که امام حسین(ع) در کربلا برافراشت و فرمود:
«به خدا سوگند، هرگز دست ذلت به شما نخواهم داد…»
ای فرمانده ما!
ما از قلب میدان نبردی که آن را کربلای زمان میدانیم، دست بیعت به سوی شما دراز میکنیم؛ با تمام توان و اراده، و یقین داریم که این بیعت، در حقیقت بیعت با حضرت حجت(عج) است؛ زیرا شما را نایب برحق ایشان و حجت خدا بر خود در دوران غیبت کبری میدانیم.
با شما پیمان میبندیم که در مسیر کرامت، صبر و زمینهسازی ادامه دهیم. همانگونه که با رهبر شهید بودیم، با شما نیز خواهیم بود و در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای هراس نخواهیم داشت. امانت شهدا، مجروحان، اسرا، مفقودان و خانوادههای آنان بر گردن ماست و در دلهای ما راه و مکتب رهبر شهید، که بر اقتدار و توکل به خدا استوار بود، زنده خواهد ماند.
زیر فرماندهی شما، به خواست خدا، پرچم اسلام را بر اساس قرآن و عترت، با الهام از حضرت مهدی(عج) و خون شهیدان این راه به پیش خواهیم برد و هرگز از مسیر هدایت احساس تنهایی نخواهیم کرد؛ زیرا کاروان شهدا، مجروحان، مادران، پدران، همسران و همه فرزندان امت مقاومت همراه ما هستند.
ما تحت رهبری دبیرکل خود، شیخ مجاهد نعیم قاسم، حرکت خواهیم کرد و امیدمان به وعده الهی درباره به ارث رسیدن زمین، پیروزی دین خدا و حکومت منصور آل محمد(ع) است.
تا تحقق آن وعده، از ما جز اطاعت، اراده پیروزی و عشق به شهادت نخواهید دید.
«و پیروزی جز از جانب خداوند شکستناپذیر و حکیم نیست.»
و آخرین سخن ما این است که سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است.
فرزندان و برادران شما در حزبالله، مقاومت اسلامی لبنان
The Message of the Hezbollah Mujahideen to the Commander, Ayatollah Sayyed Mojtaba Hosseini Khamenei
In the Name of God, the Most Gracious, the Most Merciful
Praise be to God, who bestows honor upon the believers and humiliates the oppressors; the God who made our lives a struggle (jihad) and a preparation for the Reappearance, and destined our death to be martyrdom in His path, at the hands of the worst of His creation. Peace and blessings be upon the Prophet of God, Muhammad (PBUH), and his pure and immaculate household, and may God hasten their relief.
God Almighty says:
“O you who have believed, obey God, obey the Messenger, and those in authority among you.” (Surah An-Nisa, Verse 59)
Now then…
Our Master, the Imam, Leader, and Guardian Jurist (Wali al-Faqih), His Eminence Ayatollah Sayyed Mojtaba Khamenei, may God’s peace, mercy, and blessings be upon you.
We, your sons and brothers in Hezbollah, the Islamic Resistance in Lebanon, present this letter with hearts full of hope and aspiration, asking God to preserve you in the utmost health and well-being, under His firm protection.
At the outset, we offer you our condolences and congratulations on the martyrdom of our father and martyred leader; the one who blended decades of struggle and leadership with knowledge and action, a mystic jurist, a Qur’anic thinker, and a successful commander, who was ultimately martyred at the hands of the “Ibn Muljams of the age,” just like his forefather, the Commander of the Faithful (AS).
We also extend our congratulations and condolences to you on the martyrdoms, injuries, and sacrifices of the brothers, sisters, sons, and daughters of this nation on the Resistance front, especially the dear people of Islamic Iran. We ask God for mercy for the martyrs, a speedy recovery for the wounded, and patience for their families.
We, who have always been honored to visit holy Mashhad and quench our thirst from the spring of the guardianship (Wilayah) of Imam Reza (AS), have raised the banner of Imam Hussein (AS) with the hand of jihad and preparation for the Reappearance, and we fight at the closest distance to the enemies—a distance that means “Labbaik” (Here I am) and “Hayhat” (Never).
At the same time, with the other hand, we shake the hands of our dear brothers, the sons of Imam Reza (AS), the students of the school of Imam Khomeini (RA), the followers of the path of Imam Khamenei, and the bearers of your banner from the Islamic Revolutionary Guard Corps, the Basij, and all the free people of Islamic Iran; those in whom we see the love of Hussein (AS), the insight of Abbas (AS), the certainty of Salman, and unwavering loyalty to Wilayah.
Today, you carry the banner of pure Muhammadan Islam upon your shoulders; the same banner that was carried by the martyred Leader after Imam Khomeini, and the same banner that Imam Hussein (AS) raised in Karbala, declaring:
“By God, I will never give you the hand of humiliation…”
O our Commander!
From the heart of the battlefield, which we consider the Karbala of our time, we extend our hand of allegiance to you; with all our strength and will, and with certainty that this allegiance is, in truth, allegiance to Imam al-Hujjah (may God hasten his reappearance); for we consider you his rightful deputy and God’s proof (Hujjah) over us during the Major Occultation.
We pledge to you to continue on the path of dignity, patience, and preparation for the Reappearance. Just as we were with the martyred Leader, we will be with you, and in the path of God, we will fear no blame from any blamer. The trust of the martyrs, the wounded, the prisoners, the missing, and their families rests upon our shoulders, and in our hearts, the path and school of the martyred Leader, founded on strength and reliance upon God, will remain alive.
Under your command, God willing, we will carry forward the banner of Islam based on the Qur’an and the Prophet’s progeny (Itrah), inspired by Imam al-Mahdi (may God hasten his reappearance) and the blood of the martyrs of this path. We will never feel lonely on the path of guidance, for the caravan of martyrs, the wounded, mothers, fathers, spouses, and all the sons and daughters of the nation of Resistance are with us.
We will move forward under the leadership of our Secretary-General, the Mujahid Sheikh Naim Qassem, and our hope rests on the divine promise of the inheritance of the earth, the victory of God’s religion, and the triumphant government of the Progeny of Muhammad (AS).
Until the fulfillment of that promise, you will see nothing from us but obedience, the will to victory, and the love of martyrdom.
“And victory is not but from God, the Almighty, the Wise.”
And our final word is that all praise is due to God, the Lord of all the worlds.
Your sons and brothers in Hezbollah, the Islamic Resistance in Lebanon
رسالة مجاهدي حزب الله إلى القائد آية الله السيد مجتبى الحسيني الخامنئي
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله معزّ المؤمنين ومذلّ الظالمين، الذي جعل حياتنا جهاداً وتمهيداً للظهور، وقدّر مماتنا شهادةً في سبيله على يد شرّ خلقه. والصلاة والسلام على نبيّ الله محمد (ص) وآله الطاهرين الطيّبين، وعجّل الله فرجهم.
يقول الله تعالى:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ﴾ (سورة النساء، الآية ٥٩)
أما بعد…
مولانا الإمام القائد وليّ الفقيه، سماحة آية الله السيد مجتبى الخامنئي، سلام الله ورحمته وبركاته عليكم.
نحن أبناءكم وإخوانكم في حزب الله، المقاومة الإسلامية في لبنان، نتقدّم إليكم بهذه الرسالة بقلوب ملؤها الرجاء والأمل، سائلين المولى عزّ وجلّ أن يحفظكم في أتمّ الصحة والعافية، في حرزه المتين.
في البداية، نتقدّم إليكم بالتعزية والتهنئة باستشهاد والدنا وقائدنا الشهيد، الذي واكب عقوداً من الجهاد والقيادة ممتزجةً بالعلم والعمل، فكان فقيهاً عارفاً، ومفكّراً قرآنياً، وقائداً موفقاً، حتى ختم الله حياته بالشهادة على يد “ابن ملجمي العصر”، كما جدّه أمير المؤمنين (ع).
كما نزفّ إليكم التعزية والتهنئة بالشهادات والإصابات والتضحيات التي قدّمها الإخوة والأخوات والأبناء والبنات من هذه الأمّة في جبهة المقاومة، ولا سيما شعب إيران الإسلامية العزيز، سائلين الله للشهداء الرحمة، وللجرحى الشفاء العاجل، ولذويهم الصبر والسلوان.
نحن الذين طالما تشرّفنا بالتوجّه إلى مشهد المقدّسة وارتشفنا من نبع ولاية الإمام الرضا (ع)، رفعنا راية الإمام الحسين (ع) بيد الجهاد والتمهيد، ونقاتل في أقرب نقطة من الأعداء؛ النقطة التي يعني موقعها “لبّيك” و”هيهات”.
وفي اليد الأخرى، نصافح إخواننا الأعزّاء، أبناء الإمام الرضا (ع)، وتلامذة مدرسة الإمام الخميني (ره)، والسائرين على نهج الإمام الخامنئي، وحملة رايتكم من حرس الثورة الإسلامية والتعبئة وكلّ أحرار إيران الإسلامية؛ أولئك الذين نرى فيهم حبّ الحسين (ع)، وبصيرة العباس (ع)، ويقين سلمان، والوفاء للولاية.
أنتم اليوم تحملون راية الإسلام المحمدي الأصيل على أكتافكم؛ الراية التي حملها القائد الشهيد من بعد الإمام الخميني، والتي رفعها الإمام الحسين (ع) في كربلاء قائلاً:
“والله لا أعطيكم بيدي إعطاء الذليل…”
يا قائدنا!
من قلب ميدان القتال الذي نعتبره كربلاء الزمان، نمدّ إليكم يد البيعة؛ بكلّ ما أوتينا من قوّة وإرادة، على يقينٍ بأنّ هذه البيعة هي في الحقيقة بيعة لصاحب العصر والزمان (عج)، لأنّنا نعتبركم نائبه الحقّ وحجّة الله علينا في زمن الغيبة الكبرى.
نعاهدكم على المضي في درب العزّة والصبر والتمهيد، وكما كنّا مع القائد الشهيد سنكون معكم، ولا نخاف في الله لومة لائم. أمانة الشهداء والجرحى والأسرى والمفقودين وعوائلهم في أعناقنا، وستبقى في قلوبنا مسيرة القائد الشهيد ومدرسته القائمة على الاقتدار والتوكّل على الله حيّةً نابضة.
تحت قيادتكم، وبإذن الله، سنمضي براية الإسلام المستندة إلى الكتاب والعترة، وبإلهام من الإمام الحجة (عج) ودماء شهداء هذا الدرب، ولن نشعر بالوحشة في طريق الهداية أبداً؛ لأنّ قافلة الشهداء والجرحى والأمهات والآباء والزوجات وكلّ أبناء أمّة المقاومة تسير معنا.
سنمضي تحت قيادة أميننا العام الشيخ المجاهد نعيم قاسم، وأملنا في الوعد الإلهي بوراثة الأرض، ونصرة دين الله، ودولة آل محمد (ع) المنصورة.
وإلى أن يتحقّق ذلك الوعد، لن تروا منّا إلّا الطاعة وإرادة النصر وعشق الشهادة.
﴿وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴾
وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين.
أبناؤكم وإخوانكم في حزب الله، المقاومة الإسلامية في لبنان